احمد مجد الاسلام كرمانى
54
سفرنامه كلات ( فارسى )
كردند بتازيانه تاديب شدند و ما را هم مجبورا همراه خود آوردند و اطاق مهمانخانه كدخدا را تصرف نموده احمال و اثقال خود را در اطاق ديگر ريخته و مردهاى خانه را امر كردند كه كاه و بيده براى مالهاشان بياورد و تدارك نهار بسيار صحيح براى خودشان و مقصرين حاضر نمايند . بايد دانست در ايران بلا استثنا معمول است مأمور ديوان بهرجا كه برود ميهمان است و ضمنا كدخدايان دهات كاملا بايد پذيرائى نمايند مثلا مأموريكه به جهت گرفتن ماليات يا آوردن مقصر يا بردن مقصر يا فرضى ديگر بقريه مأمور مىشود در عرض راه بهرجا كه برسد و هر قدر بخواهد بماند ميهمان كدخداى آن ده خواهد بود و هنگام حركت هم دست خالى نخواهد رفت و ما دامى كه در ده يا قريه باشد سمت حكومت و مطاعبت دارد بهرچه ميل داشته باشد بايد حاضر نمايند و اگر در محل مأموريت داشته باشد باالمره مالك جان و مال و ناموس اهالى آن ده خواهد بود و اين مخارجات را كه كدخدا ميپردازد روى اهالى ده تقسيم مينمايد و هر نفرى از رعايا سهمى را ميپردازند و ابدا نميدانند حق دارند بگويند كه تو در اين ده مأموريت ندارى بچه دليل ما بايد گرفتار تو باشيم يا فلان آدم مقصر است من چه گناه دارم و بقدرى اين ظلم و تعدى در ايران متداول است كه احدى استنكاف ندارد بلكه تعجب هم نميكند و تا چندى قبل كه اين طور رسم بود كه حاكمى كه بشهرى مأمور بود از حركت از طهران تا وصول بمركز همهجا سوروسات حواله ميدادند كدخداى محل هم دو سه مقابل از رعايا ميگرفت اما در اين زمان اين عادت كم شده نزديك است باالمره ترك شود و اين تحميلات را فقط در خاك خود و قلمرو حكومتشان اجرا ميدارند و جهتش اينست كه اغلب املاك اين اوقات ( يعنى بعد از فروش خالصجات ) متعلق است به بزرگان و شاهزادگان و آقايان و آنها زير بار اين تعديات نميروند و الا اخلاق حكام و مباشرين تفاوتى نكرده است به همين ملاحظه دست رعايا و مردمان ضعيف از ملك